تبليغاتX
قمار دیگر
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران

تا از دلم بشویی اندوه روزگاران

وقتش رسیده که از این تعطیل تاریخ برخیزیم. باید دوباره از شرق تا غرب عالم را زیر سیطره خودمان آوریم

+ نوشته شده در  85/01/25ساعت   توسط هاجر | 
نور است در هر ذره ای، ما نور نور نور تو
تو خضر راه عاشقان، ما موسی ای در طور تو
در طور نوری دیده ام، نور عبوری دیده ام
در ذره شوری دیده ام، این ذره و این شور تو
از خویش دورم این زمان، محو حضورم این زمان
لبریز نورم این زمان، پاینده بادا نور تو
بگشای راه بسته را، بنواز جان خسته را
بشکن دوباره هسته را، عشق است تا منظور تو
ما اهل صلیم و صفا، ماییم از درد و دوا
خورشید می خواند نوا، با زخمه تنبور تو
می ریزد این بن بست ها، با فکر ها با دست ها
تلخند این بدمست ها، شیرین شده انگور تو
ای دشمن بنیان ما، ای رهزن ایمان ما
هر روز هر شب آتشی، سر می زند از گور تو
فردای نورانی نگر، دلهای قرآنی نگر
ایران ایمانی نگر، هورا دل مسرور تو
آب است و خاک است و هوا، نور است و عشق است و صفا
شور نطنز و اصفهان، در گوشه ماهور تو !
+ نوشته شده در  85/01/23ساعت   توسط هاجر | 

چند روزپیش وقتی مشغول سیر وسلوک در شبکه های تلویزیون بودم تا شاید برنامه بدرد بخوری پیدا کنم؛ با پدیده جالبی مواجه شدم. شبکه چهار تواشیح پخش می کرد. تواشیح راجع به پیامبر بود و در قسمتی از آن گفته می شد «یا رسول الله یا جد الحسین» با خود گفتم وا اسف بر ما و بر مسلمانی ما. به جای اینکه امام حسین را به پیامبر نسبت و دهیم و بگوییم پسر پیامبر است و آبرو و اعتبارش را از انتساب به او دارد؛ پیامبر را به امام حسین نسبت می دهیم و می گوییم چون جد امام حسین است پس آبرو واعتبار دارد.

+ نوشته شده در  85/01/12ساعت   توسط هاجر | 
عهد کرده بودم راجع به رحلت پیامبر بنویسم. ولی هر کاری کردم نتوانستم چیزی بنویسم. انگار که خیلی با پیامبر غریبه ام. انگار که اصلا نمی شناسمش.

چرا؟ خودم هم نمی دانم.

حجت مسلمانی ما چیست؟

+ نوشته شده در  85/01/08ساعت   توسط هاجر | 

خداي من! چقدر حرف ها و واژه هاي هاي تکراري ملال آورند. هر سال عيد که مي آيد يک سري واژه هاي تکراري را مدام  بايد تکرار کني. آنقدر تکرارشان کرده اي که معني آنها رنگ خود را باخته اند. آنقدر آنها را به هر آشنا و غريبه اي گفته اي و از هر کس شنيده اي که ديگر گوش ها و زبانت از تکرارشان آزرده شده اند. آنقدر ذهن به همين چهار تا جمله تکراري عادت کرده است که ديگر نمي تواند جمله دلنشيني براي آنکه بيش از همه دوستش داري بسازد. من مدت هاست در اين انديشه ام که چگونه سال نو را به آن که بيش از همه دوستش دارم بايد تبريک بگويم. چه بگويم که تا به حال نشنيده باشد؟

هر که را مي بيني مي گويد:

ü     سال نو مبارک

ü     عيدتان مبارک

ü     صد سال به از اين سال ها

و اين سال ها که عيد نوروز با دو ماه محرم و صفر تطابق دارد؛ عده اي براي اين که به يزيد و يزيديان دهن کجي کنند اول يزيد را لعن را مي کنند و بعد هم سال نو را تبريک مي گويند.

اگر تو توانسته اي از اين دور باطل تبريکات تکراري بيرون بيايي؛ دست مرا هم بگير.

صميمانه ترين شادباش هاي مرا بپذير.

سال نو مبارک  

+ نوشته شده در  85/01/05ساعت   توسط هاجر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دور مرو سفر مجو پيش تو است ماه تو
نعره مزن كه زير لب مي شنود ز تو دعا
مي شنود دعاي تو مي دهدت جواب او
كاي كر من كري بهل گوش تمام بر گشا

پیوندهای روزانه
عشق عليه السلام
دكتر محسن كديور
شريعت عقلاني
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
ابیدارو
همه چی قاتی با هم
حرفهای من
حرمان
مهرتابان
واژه نویس
گل کاکتوس
ما یک نفر
نوشته های یک دبیر ریاضی
نگرخواهي
ورق پاره های ذهن
سکوت بشکسته
گروه كوهنوردي البرز دامغان
جلوت
بامدادخيال
سجاد رحيمي مديسه
فتح
عصرنو
مدبر
من، تو، ما
نجوای پرستوها
بی سرزمین تر از باد
سیاست گذاری علم و تکنولوژی
آموزشي
رنجكده درد
دوراهی
پاسارگاد
درويش 23
دهکده احساس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان