تبليغاتX
قمار دیگر

یکی از شخصیت های جهانی معاصر که خیلی دوستش دارم کوفی عنان است. گرچه اطلاعات زیادی درباره اش ندارم ولی نمی دانم چرا اینقدر به دلم نشسته است. گاهی فکر می کنم تنها دلیلش رنگ پوستش است:سیاه. رنگی که کوه همه مشکلات و مصائب بردگان را در همه قرون و اعصار به دوش می کشد. البته به این معنا نیست که تنها سیاهان به بردگی رفته اند وسفیدان نه. و به این معنا نیست که این روزها بردگی ریشه کن شده است و هر کسی ارباب خودش و نوکر خودش است.

چند روز پیش روزنامه شرق مقاله ای از کوفی عنان درباره جام جهانی را منتشر کرده بود. به نظرم آمد که خوب است دیگران هم این را بخوانند. به بهانه جام جهانی، درباره بسیاری از مشکلات پیش روی بشر که حلش نیاز به عزم جهانی دارد، سخن گفته بود. نام مقاله «حسادت من به جام جهانی» است. ولی نمی دانم چه کسی آن را ترجمه کرده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/03/23ساعت   توسط هاجر | 

جل الخالق! جل الخالق!

آدم این روزها چیز هایی می بیند و چیزهایی می شنود که برق از سه فازش می پرد. نمونه اش دیروز برای من اتفاق افتاد. برایتان تعریف می کنم. امیدوارم برق از سه فازتان نپرد.

مدتی است که برای درمان حساسیتم پیش یکی از این دکتر علفی ها می روم. راستش پارسال این حساسیت تنفسی چنان بلایی بر سر من در آورد که مدت ها خانه نشین شدم. تا از خانه بیرون می زدم عطسه و آب ریزش بینی و اشک چشم امانم را می برید و آبرویم را می برد. وقتی کار به آنجا رسید که می بایست هفته ای یکبار به مدت شش ماه آمپول تزریق کنم، از مطب دکتر راهم را به مطب همین دکتر علفی (آقای رضاییان، تهران، پل چوبی) کج کردم. به دو دلیل: 1- یکی از بستگان ما این دوره شش ماهه را طی کرده بود و نتیجه نگرفته بود. 2- من از آمپول می ترسم.

خلاصه این طوری پای من به مغازه این آقا باز شد. دیروز دوباره رفته بودم پیش آقای رضاییان. همینطور که منظر نشسته بودم تا نوبتم شود یک زن و شوهر خیلی شیک و پیک و میانسال وارد مغازه شدند. با یک نگاه به خانم می شد فهمید از آن زن های بسیار حساسی است که مدام اشکش در مشکش است و حوصله آدم را سر می برد. این خانم با این توصیفات از مشکل ریزش مو رنج می بردند. با وجود این که جلوی سرش نشان نمی داد که خیلی سرش خلوت شده باشد ولی خودش می گفت که یکبار می خواسته به دلیل ریزش مو خود کشی کند!!!!!!!!!!!!!! باور می کنید. خودکشی فقط به دلیل ریزش مو. اگر این اتفاق می افتاد فکر کنم جایزه مضحک ترین خودکشی سال شاید هم قرن را بخودش اختصاص می داد.

برای جلوگیری از خودکشی علیحضرت، خواهرش کار و زندگی اش را در خارج کشور ول کرده و آمده بود ور دل سلطان بانو که نکند خانم خودکشی کنند. آن هم به خاطر چهار تا شوید مو.

دیروز هم قبل از یاین که شوهرش دستش را بگیرد و بیاوردش اینجا، تصمصم گرفته بوده که سرش را تیغ بزند. این خانم با این توصیفات 49 سال سن داشتند و مدرک تحصیلیشان لیسانس بود.

+ نوشته شده در  85/03/10ساعت   توسط هاجر | 
هر آدمی سنگی است بر گور پدر خویش

 

این نوشته پشت جلد کتا ب سنگی بر گوری اثر جلال آل احمد است که به تازگی تجدید چاپ شده است

+ نوشته شده در  85/03/02ساعت   توسط هاجر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دور مرو سفر مجو پيش تو است ماه تو
نعره مزن كه زير لب مي شنود ز تو دعا
مي شنود دعاي تو مي دهدت جواب او
كاي كر من كري بهل گوش تمام بر گشا

پیوندهای روزانه
عشق عليه السلام
دكتر محسن كديور
شريعت عقلاني
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
ابیدارو
همه چی قاتی با هم
حرفهای من
حرمان
مهرتابان
واژه نویس
گل کاکتوس
ما یک نفر
نوشته های یک دبیر ریاضی
نگرخواهي
ورق پاره های ذهن
سکوت بشکسته
گروه كوهنوردي البرز دامغان
جلوت
بامدادخيال
سجاد رحيمي مديسه
فتح
عصرنو
مدبر
من، تو، ما
نجوای پرستوها
بی سرزمین تر از باد
سیاست گذاری علم و تکنولوژی
آموزشي
رنجكده درد
دوراهی
پاسارگاد
درويش 23
دهکده احساس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان